مطالب توپ و با حال
1. آرامش
حتی یک مورد سوگواری شدید یا زدن به سروصورت هم دیده نشد.
میزان تاثر و اندوه بطور خود بخود بالا رفته بود.
2. وقار
صفوف منظم برای دریافت آب و غذا. بدون هیچ حرف زننده یا رفتار خشن.
3. توانمندی
بعنوان نمونه معماری باورنکردنی بطوریکه ساختمانها به طرفین پیچ و تاب میخوردند
ولی فرو نمی ریختند.
4. رحم و شفقت
مردم فقط اقلام مورد نیاز روزانه خود را تهیه کردند و این باعث شد
همه بتوانند مقداری آذوقه تهیه کنند.
5. نظم
غارتگری دیده نشد. زورگویی یا از دست دیگران ربودن دیده نشد. فقط تفاهم بود.
6. ایثار
پنجاه نفر از کارگران نیروگاه های اتمی ماندند تا به خنک کردن دستگاهها ادامه دهند.
7. مهربانی
رستورانها قیمتها را کاهش دادند. یک خودپرداز بدون محافظ دست نخورده ماند.
دستگیری فراوان از افراد ناتوان.
8. آموزش
از بچه تا پیر همه دقیقا میدانستند باید چکار کنند و دقیقا همان کار را کردند.
9. وسایل ارتباط جمعی
در انتشار اخبار بسیار خوددار بودند. از گزارشات مغرضانه خبری نبود. فقط گزارشات آرامبخش.
10. وجدان
هنگامی که در یک فروشگاه برق رفت، مردم اجناس را برگرداندند سرجایشان
و به آرامی فروشگاه را ترک کردند.
در دنیا هیچ چیزی به اندازه آموختن برای ساختن یك زندگی انسانی اهمیت ندارد و این آموزش از هر قوم و ملیتی میتواند باشد. انتشار این مطالب شاید بتواند به اندازه ذره ای ناچیز در ترویج گزینه های مثبت رفتار عمومی و فرهنگ سازی موثر باشد. پس چه زیباست در انتشار هر آنچه به ترویج رفتارهای زیبا موثر است كوشا باشیم. ![]()
شیوهای ایرانی برای صید پرندگان
اینجا فقط مکانی برای صید نیست. اینجا دامگاه است؛ پناه و غذایی برای پرندگان مهاجر در فصل سرد و شالیزار آبگرفتهای با کمترین استفاده از کود و سم شیمیایی. دامگاه به راستی نمونه منحصربهفردی از مدیریت بومیست؛ چرا که در تمام دنیا به جز در فریدونکنار مازندران ایران چنین روشی برای صید پرندگان یافت نمیشود؛ روشی که از خود پرنده برای صید همنوع خودش استفاده میکنند.
یکعدهشان را تعلیم میدهند تا عده دیگر را فریب دهند و به تله یا همان دامگاه بکشانند. تالابهای دستساز که دو منظورهاند و کاربریشان از فصلی به فصل دیگر تغییر میکند؛ در بهار و تابستان برای کاشت برنج و در پاییز و زمستان برای صید پرنده. این دو کاربری آنقدر به هم وابستهاند که نبود یکی از آنها به نابودی دیگری منجر میشود.
با اینکه برپایی دامگاه دو ماه پیش از آمدن پرندگان مهاجر کار پرزحمتی است؛ اما هنوز هستند کسانی که در شمال ایران به این شغل سنتی مشغولند؛ شغلی که چهره محیط طبیعی را دستکاری نمیکند و صید پرنده برخلاف بسیاری از انواع دیگرش بر توسعه پایدار استوار است؛ همان توسعهای که استفاده انسان را از طبیعت نفی نمیکند و هدفش رساندن مواهب طبیعت به نسلهای آینده است. دامگاهها در عینحال بهشت پرندهنگران هم هستند؛ چرا که بر خلاف زیستگاه تابستانیشان که هر گونهای برای خود قلمرویی دارد در این تالابهای مصنوعی انواع پرندگان گردهم میآیند؛ مجموعه دامگاهها در تالاب بینالمللی فریدونکنار با نامهای "فریدونکنار"، "اِزباران"، "سُرخرود" شرقی و غربی است.
دامگاهدار اردک وحشی را گیر انداخته. برای آنکه اردک بیحرکت شود و فرار نکند، دو بال اردک وحشی را در هم میکنند. وقتی بالهای اردک به هم گیر میکند چنان بیحرکت میشود که اگر نبضش را در دست بگیرند حس میکنند انگار مرده.
این حصارهای منظم تو در تو همه کار دست است. کاری سخت برای اهل فن و خِبرههای دامگاهداری. حصارها را در تابستان جمعآوری میکنند و با دقتی منحصربهفرد به هم میدوزند تا دامگاه شکل گیرد.
اردک سرسبز زیرک به سوی اردکهای وحشی پرتاب شده تا فریبشان دهد. دامگاه به خوبی استتار شده و برای همین اردکهای وحشی نمیدانند که این اردک تعلیمدیده از دست چه کسی و برای چه نیتی به پیشوازشان آمده است.
دیواره دامگاه در آن دورها به خوبی مشخص است. البته برای ما، نه برای پرندهها که قرار است بعضیهایشان صید شوند. غازها که در پاییز و زمستان به این تالاب میآیند تمام باقیمانده سبز شده از شالی برنج فصل قبل را به همراه علفهای هرز هرس میکنند. فقط آب صاف باقی میماند که به قول محلیها "آبتخت" میشود.
نیازی به هدایت نیست؛ رفقای اردکی خودشان راه را بلدند. در راه در سکوت به سوی "سرکیمه" میروند تا نوبت به پروازشان برسد و یکی یکی به آسمان پرتاب شوند. قرار اردکها با دامگاهدار آوردن اردکهای وحشی به "دوما چال" یا همان تله دامگاه است.
اینجا دوما چال یا همان تله است. حتی وقتی تور روی سر رفقای اردکی میافتد، باز هم آرام منتظر میمانند تا دوست آدمیزادشان از راه برسد و آن را بردارد. البته این سرنوشت اردکهای وحشی نیست. آنها سرنوشت خوبی ندارند.
بعد از یک صید موفقیتآمیز، به هر دو سوی ماجرا غذا میرسد؛ مشتی دانه برای اردکهای دستآموز و چندتایی اردک وحشی برای انسان. قرار انجام یافته و اردکهای تعلیمدیده مزدشان را میگیرند.
جزایر فارو
نماد برج سلطان ،
خرچنگی است که به پهلو حرکت می کند. این نماد بر روی اسکناس جزیره فارو طراحی شده
است.جزیره فارو در میان اقیانوس منجمد شمالی و نروژ واقع شده است و مردمان خونگرمی
دارد. واحد پول این کشور کرون است.
جزیره ایسلند
با هدف نشان دادن
فرهنگ قدیمی ایسلند، عکس خانم بنام این کشور با کلاهی متعلق به پوشش قدیمی ایسلند
بر روی اسکناس نقش بسته است. نام این شخص ، خانم ران هیور جان دوتیر است. او در سال
های 1646- 1715 زندگی کرده است و همسر دو شخصیت موفق در تاریخ ایسلند است. علاوه بر
آن وی خیاط بسیار متبحری بوده است و شاگردانی را در جهت زنده نگه داشتن فرهنگ
پوششی این اقلیم تربیت کرده است.واحد پول این کشور کرون است.
هنگ کنگ
اسکناس هنگ کنگ یکی
از معدود اسکناس هایی درجهان به شمار می رود که به این زیبایی طرح جغرافیایی این
اقلیم بر روی آن حک شده است. طراحی آن اشاره زیبایی به زندگی همیشه بیدار اهالی هنگ
کنگ نیز دارد. همچنین وقایع تاریخی این سرزمین به نوعی بر روی اسکناس رایج این کشور
روایت شده است. واحد پول هنگ کنگ دلار هنگ کنگ است.
نیوزلند
تصویری که بر روی اسکناس 5 دلاری نیوزلند طراحی شده است متعلق به ادموند هیلاری است که بیشترین زمان عمر خود را به سیر در دنیا و جهانگردی گذارنده است. او در سن 33 سالگی و به سال 1953 اولین کسی بود که بر فراز قله اورست ایستاد. طرح حک شده بر روی اسکناس، هنر نقاشی است که به زیبایی با جزئیات عکس هیلاری را بر روی آن به تصویر کشیده است به گونه ای که چروک های پیشانی و دور چشم او، لبخند و صورت آفتاب سوخته اش همه حاکی از چهره واقعی این فرد است.از دیگر افتخارات این شخص سفر موفق وی در سال 1958 به قاره جنوبگان (Antarctica) است که در پیرامون قطب جنوب واقع شده است. همچنان او در سال 1977 موفق به صعود کوه هیمالیا به سمت چشمه رود گنگ شد. جالب است بداند که ابتدا وی زنبور دار بوده است. واحد پول نیوزلند ،دلار نیوزلند است.
مجمع جزایر کومور
مجمع جزایر کومور در
سواحل شرقی قاره آفریقا و در شمال ماداگاسکار قرار گرفته است. پیش از به استقلال
رسیدن این کشور در سال 1957، به مدت 130 سال کومور مستعمره فرانسه بوده است.طرح این
اسکناس نمادی از صلح و آرزوهای دور دست را در خود جای داده است که گویی ریشه در
تاریخ این کشور و آرزوی مردم آن برای رسیدن به استقلال و آزادی و آرامش دارد. واحد
پول کومور، فرانک کومور است.
سوئیس
سوئیس یکی از زیبا
ترین کشور های دنیا محسوب می شود.در پشت اسکناس 100 فرانکی این کشور زیبا طرح هنری،
پیکره آلبرت گیاکومتی نقش بسته است. این اثر هنری که به سال های 1901-1966 ساخته
شده است همراه با نماد امضای این هنرمند هم اکنون بر روی پول رایج این کشور که
فرانک باشد خودنمایی می کند.
سائو تام
سائو تام کشوری از
خلیج گینه است که طرح زیبای پرندگان و طبیعت آن منطقه را بر روی اسکناس هایش حک
کرده است. ساکنان این منطقه معتقدند که کشورشان گوشه ای از بهشت خداوند بر روی زمین
است و این اعتقاد با سواحل باشکوه و زندگی حیات وحش زیبای آن باور کردنی است. واحد
پول این کشور دوبرا است.
مالدیو
مالدیو واقع در
اقیانوس هند و از مجموع 1300 جزیره ای است که در این اقیانوس قرار دارند و در 500
مایل جنوب غرب هند قرار دارد. ماهی گیری و جمع آوری نارگیل که تنها راه در آمد در
این کشور است، با طرحی زیبا بر اسکناس این کشور فقیر طراحی شده است. مالدیو در
میان فقیرترین کشورهای جهان جای دارد. همچنین صدف های زیبا که در حاشیه این اسکناس
حک شده است استعاره ای است بر اولین منبع درآمدی از طریق این صدف ها که اولین و
بهترین منابع را به واسطه آن دارند. واحد پول مالدیو رافیا است.
پسر کوچولو بزرگترین و قشنگترین تیله رو یواشکی واسه خودش گذاشت کنار و بقیه رو
به دختر کوچولو داد. اما دختر کوچولو همون جوری که قول داده بود تمام شیرینیاشو به
پسرک داد.
همون شب دختر کوچولو با ارامش تمام خوابیدو خوابش برد. ولی پسر
کوچولو نمی تونست بخوابه چون به این فکر می کرد که همونطوری خودش بهترین تیله اشو
یواشکی پنهان کرده شاید دختر کوچولو هم مثل اون یه خورده از شیرینیهاشو قایم کرده و
همه شیرینی ها رو بهش نداده
عذاب وجدان هميشه مال كسي است كه صادق نيست
آرامش مال كسي است كه صادق است
لذت دنيا مال كسي نيست كه با آدم صادق زندگي مي كند
آرامش دنيا مال اون كسي
است كه با وجدان صادق زندگي ميكند
***************************************************************

|
Tsingy منطقه ای در ساحل غربی ماداگاسکار در قاره آفریقا میباشد که به دلیل طبیعت منحصر بفرد و عجیبی که دارد در لیست میراث جهانی یونسکو قرار گرفته است.از Tsingy با نام جنگل سنگ نام برده میشود و انواع و اقسامی از گونه های کمیاب و نا شناخته جانواران در این منطقه بزرگ و اعجاب انگیز زندگی میکنند .
ماشین شیک و شاسی بلند، ویلای دوبلکس در شمال، آپارتمان مجهز به سونا و جکوزی، شغل
پر درآمد، مسافرت خارج، ... یک پسر ایده آل! اندامی زیبا، قدی بلند، کمری باریک،
موهای فشن، بینی عمل کرده، آرایشی غلیط، لباسی چسبان، خالکوبی روی بدن، سیگار، ...
یک دختر ایده آل!
معیارهایی که امروزه گریبانگیر برخی افراد جامعه گردیده
است. شاید از تبعات جامعه مدرن باشد و یا تغییر الگویی متاثر از تغییر نسل و یا
بدلیل هویتی گم شده. مبارزه ای تنگاتنگ بین دختران و پسرانی که رگ خواب همدیگر را
پیدا کرده اند و در جدالی جنسیتی سعی در حذف رقبای خود دارند. غرقند در هیجانات
دوران جوانی که البته باید تخلیه شود. زمانی که پیروز می شوند حس میکنند به حاشیه
ای امن رسیده اند. توهمی سرشار از بی سرانجامی ها.
زمانی که اخلاقیات حرف
زیادی برای گفتن ندارند. تجملات و ظاهرسازی ها بازاری گرم پیدا کرده اند. صداقت و
وفاداری نشانه ضعف است و دروغ و ریا مظهر ذکاوت. پسرانی که تا دندان خود را مجهز به
ادواتی همچون اتومبیلهای گران قیمت و مدل بالا می کنند، دخترانی که با شور و اشتیاق
به چنین پسرانی چراغ سبز نشان می دهند.
صحبت از ایده آلهایی است که به سرعت
درحال رشد و گسترش در میان نسل جوان است. معیارهایی که رنگ بوی مادیات میدهند و در
عمل نشانی از موفقیت ندارند. میل روز افزون برخی از دختران به جاذبه های مالی
پسران، و کشش پسران به جاذبه های جنسی دختران حکایت از یک دگرگونی تلخ فرهنگی
دارد.
بدیهی است زمانی که پسری نگاه های
حسرت آلود دخترانی را می بیند که بسوی اتومبیلی گرانقیمت خیره شده اند و درحال
تعریف و تمجید از آن هستند، تصور میکند که قدرت و برگ برنده اش برای جذب دختر مورد
علاقه خود، مسائل مادی است و در مقابل وقتی دختری نظاره گرٍ توجه بیش از حد پسران
دیگر به دختری است که خود را شبیه مانکن ها درآورده، ناخودآگاه ترقیب میشود تا برای
جذب پسر مورد علاقه اش، متوسل به ظاهرسازی به گونه ای نامتعارف گردد.
تحلیلی
دقیق تر از علل پیدایش و نتایج اینگونه الگوهای رفتاری میتواند حقایقی را نمایان
کند که باعث اصلاح و تغییر مسیر افراد شود. کسانی که راه را گم کرده اند که در پی
رسیدن به آمال و آرزوهای خود قربانی اشتباهاتی جبران ناپذیر میگردند. تقلید
کورکورانه از اطرافیان، مهیا نبودن بسترهای فرهنگی مناسب، حس رقابت ناسالم و عدم
وجود شرایط مناسب برای تخلیه هیجانات به افزایش اینگونه ناهنجاری های اجتماعی می
انجامد.
چه بسا دختران و پسرانی که به دلیل داشتن چنین برداشتی از زندگی
دچار ناکامی، بن بست، افسردگی و نا امیدی شده اند و عمرشان در پی یافتن "ایده
آل"های خود تباه و نابود گشته است. باید دانست که اتلاف عمر مسئله ای نیست که
براحتی بتوان از کنار آن گذر کرد. وقتی میتوان آسانتر انتخاب کرد، واقع گرا بود،
انسان را بخاطر "انسان" بودنش پذیرفت، چرا انحراف از مسیر صحیح؟
دختری که به
صرف وضعیت مالی یک پسر جذب وی میشود و در سر افکاری مادی می پروراند باید بدانند آن
پسر نیز به احتمال زیاد به دلیل جذابیت های جنسی و نه انگیزه های عاطفی به سوی او
گرایش پیدا کرده است بنابراین اگر دختری با جذابیتهای جنسی بیشتر سر راه آن پسر
قرار بگیرد، قدر مسلم، دیگر جایی در قلبش! نخواهد داشت. راهی که انتهایش شکست و سر
خوردگی است. پسرانی که با رخ نمایی و نمایش ثروت خود دختری را مچذوب خود میکنند
باید مطلع باشند که اگر پسری متمول تر سر راه آن دختر قرار بگیرد، بازنده میدان
رقابت خواهند بود.
از طرف دیگر اگر پسری متوجه شود که هدف اصلی دختری از
ارتباط با او مسائل مادی بوده است احساسی که درونش بوجود می آید مانند احساس دختری
است که متوجه شود هدف اصلی پسر مورد علاقه اش از برقراری ارتباط با او، کامیابی
جنسی بوده است.
پسرانی که از اسلحه "ثروت" و "زبان" برای جذب دختران استفاده
میکنند سعی در موفقیت حداکثری دارند بدین معنا که چون از مادی گرایی برخی دختران
اطلاع دارند تلاش می کنند با چرب زبانی و دادن وعده های پوچ و تو خالی برای اثبات و
ارتقای اعتماد بنفس خود، صاحب افراد گوناگون شوند و تا حد امکان با احساسات آنها
بازی نمایند. آنها تصور میکنند که با "پول" میتوانند مالک "دلها" شوند. این دسته از
پسران معمولاً برای معشوقه خود "تاریخ انقضاء" تعیین میکنند و از هیچگونه تعهد
اخلاقی و وفاداری برخوردار نیستند.
"پسر خوبیه چون خوب خرج میکنه"، این جمله
را دخترانی بکار میبرند که هدفی جز سوء استفاده مالی در سر ندارند. آنها برای
"تفریح" می آیند و رابطه شان خالی از عواطف و احساسات است. براحتی از "معشوق" خود
میگذرند و جذب دیگری میشوند. مرتب و به عناوین مختلف سعی میکنند منافع مادی بیشتر
کسب نمایند و از این طریق ارضاء گردند.
افرادی که خود را درگیر این نوع
روابط میکنند به نوعی همیشه در استرس و تشویش بسر میبرند. بی قرار و شتابان به هر
دری می کوبند اما هر چه بیشتر سعی میکنند، کمتر نتیجه میگیرند. عمرشان میگذرد و در
نهایت به خوشبختی دست نخواهند یافت.
داشتن زندگی راحت و برخورداری از
امکانات رفاهی و انتخاب فردی دارای ظاهری مناسب، مورد پسند همگان است ولی غرق شدن
در مادیات و معیارهای ظاهری هرگز سرانجامی نخواهد داشت. انسانیت، همدلی و عشق شرط
خوشبختی و تداوم رابطه است. تشکیل خانواده ای گرم و صمیمی که محبت پایه و اساس آن
باشد می تواند آرامشی بی پایان به ارمغان آورد.
اصلاحات مربوط به برنامه تناسباندام از مهمترین اهداف پیشرفت فردی هستند که این
روزها همه را درگیر خود کرده است. پس اگر تا امروز توجهی به برنامه ورزشی و رژیم
غذاییتان نداشتید، الان بهترین زمان برای اصلاح این وضعیت است. در زیر به نکات
اصلاحی مهمی در این زمینه اشاره میکنیم که امیدواریم برایتان مفید واقع
شود.
نکته اصلاحی 1: هر ماه یک حرکت ورزشی جدید را امتحان
کنید
نداشتن تنوع یکی از مهمترین اشتباهات در ورزش است. بدن شما بدون ایجاد
تغییر در یک برنامه تمرینی، دیگر به آن واکنش نخواهد داد. پس سعی کنید هر ماه یک
حرکت تمرینی جدید را به برنامهتان اضافه کنید. یادتان باشد، لزومی ندارد حتماً از
تمریناتی استفاده کنید که در آن از دمبل و هالتر استفاده میشود. میتوانید
بااستفاده از وزن بدن خودنتان هم تمرینات فوقالعادهای داشته باشید.
نکته
اصلاحی 2: به تمرینات هوازی، تمرینات اینتروال را اضافه کنید
اگر تا امروز
در تمرینات هوازی از تمرینات اینتروال بهره نگرفتهاید، الان وقت شروع است. این نوع
تمرین نهتنها عضلاتتان را حفظ میکند بلکه متابولیسم بدنتان را بالاتر برده و
سوختوساز چربیها را تقویت میکند. علاوهبراینها، لازم نیست که برای انجام آن
حتماً به باشگاه بروید.
نکته اصلاحی 3: به ورزش اول صبح پایبند
شوید
اگر دلیل اینکه از ورزش کردن غافل میشوید این است که در طول روز
مشغلهتان خیلی زیاد است، سعی کنید از این به بعد اول صبح ورزش کنید. شاید اول سخت
باشد که خودتان را زودتر از رختخواب بیرون بکشانید اما وقتی برایتان عادت شد،
خواهید دید که اینبار بسیار نسبت به برنامه ورزشتان متعهدتر خواهید شد.
نکته
اصلاحی 4: یک جفت کفش رانینگ (running) خوب بخرید
اگر چند سال است که با
همان کفشهای قدیمی ورزش میکنید، دیگر وقتش رسیده است که یک جفت کفش رانینگ خوب
برای خودتان بخرید. کفش ورزش اگر کهنه یا نامناسب باشد موجب آسیبدیدگی میشود. پس
از این یک نکته به هیچ وجه غافل نشوید.
نکته اصلاحی 5: یک رشته ورزشی را
شروع کنید
خیلی وقتها شاید به سرتان بزند در مسابقه دو ماراتن شرکت کنید یا
وارد عرصه بدنسازی و پرورش اندام شوید اما کمتر کسی این اهداف را عملی میکند.
امسال را سال به واقعیت رساندن اهداف ورزشیتان قرار دهید. در رشتهورزشی
موردعلاقهتان نامنویسی کنید، یک برنامه تمرینی مناسب را شروع کنید و اگر شد یکی
از دوستانتان را هم با خودتان همراه کنید.
نکته اصلاحی 6: روی تناسباندام
عملی تمرکز کنید
وقتی تمرین میکنیم بیشتر وقتها همه تمرکزمان روی این است
که وزنه پرس سینه یا اسکاتمان را هر روز بالاتر ببریم یا حداقل نسبت به حریف
تمرینیمان وزنههای سنگینتری استفاده کنیم. بااینکه اینها هم اهداف بدی نیستند اما
سعی کنید امسال کمی هم روی نکات عملیتر تمرکز کنید—مثلاً تمریناتتان را براساس
فعالیتهای روزمره انتخاب کنید. تمریناتی را انتخاب کنید که قدرت و کاراییتان را در
فعالیتهای روزمره بالاتر ببرد.
نکته اصلاحی 7: تمریناتتان را به خارج از
باشگاه ببرید
اگر همیشه در باشگاه تمرین کنید، ورزش برایتان کسلکننده
میشود و متعهد شدن به آن هم سختتر. برای اصلاح این مشکل، سعی کنید گاهبهگاه
تمریناتتان را خارج از فضای باشگاه انجام دهید. در یک کلاس بسکتبال، فوتبال یا شنا
ثبتنام کنید. ورزشهای جدید را امتحان کنید، برای تقویت قوای بدنتان به کوهنوردی
یا صخرهنوردی بروید.
نکته اصلاحی 8: حرکات کششی را به یک الزام تبدیل
کنید
حرکات کششی معمولاً جزء قسمتی از تمرین است که اکثراً نادیده گرفته
میشود. انجام ندادن حرکات کششی شما را در معرض آسیبدیدگی قرار میدهد. پس سعی
کنید حداقل 10 دقیقه بعد از تمرین را به حرکات کششی اختصاص دهید.
نکته
اصلاحی 9: عملکرد ورزشیتان را ثبت کنید
اگر شما هم از آندسته افراد باشید که
حافظهشان برای بهخاطر سپردن مدت زمان تمرین یا نحوه عملکردشان چندان قوی نیست،
بهتر است که همه نکات مربوط به تمرینتان را یادداشت کنید. اینکار باعث میشود روند
پیشرفتتان را بهتر ارزیابی کنید و به نقاط ضعفتان پی ببرید تا بتوانید وقت بیشتری
را صرف تقویت آنها کنید.
نکته اصلاحی 10: تست چربی بدهید
احتمالاً
برای ارزیابی میزان پیشرفتتان به کشیدن وزنتان روی ترازو اکتفا میکنید. بد نیست که
کمی به خودتان زحمت بدهید و یک تست چربی بدهید. این تست وضعیت ساخت و ترکیب بدنتان
را بسیار دقیقتر و کاملتر در اختیارتان قرار میدهد.
واقعیت اعجابانگیز درمورد گفتار انسانها
1. مهارت حرفزدن یک شگفتی است.
برای تولید یک عبارت، تقریباً 100 عضله در سینه، گردن، فک، زبان و لبها باید با هم
همکاری کنند. هر عضله دستهای متشکل از صدها یا هزاران فیبر است. برای هماهنگی این
عضلات، نورونهایی بسیار بیشتر از حد لازم برای پای یک ورزشکار لازم است تا این
عضلات را منقبض کنند. فقط هر یک نورون حرکتی میتواند حرکت را در 2000 فیبر عضلانی
موجود در عضله ساق تحریک کند. اما نورونهایی که تارهای صوتی یا حنجره را کنترل
میکنند، میتوانند فقط به یک تا دو-سه سلول عضلانی بچسبند.
2. هر کلمه یا
عبارت کوتاهی که بر زبان میآید با الگوی حرکت عضلانی خاص خود همراه است. کلیه
اطلاعات لازم برای بر زبان آوردن یک عبارت مثل "حال شما چطور است؟" در مغز در قسمت
گفتار ذخیره میشود. اما این برنامه ثابت نیست. اگر دچار زخمی در دهان باشید که
مانع تلفظ عادی کلمات شود، این حرکات تغییر میکنند و به شما این امکان را میدهند
کلمات را تا حد امکان نزدیک به حالت عادی بر زبان آورید.
3. یک کلمه ساده
"سلام" میتواند اطلاعات زیادی را منتقل کند. تن صدا نشان میدهد که گوینده شاد
است، خسته است، ناراحت است، عجله دارد، عصبانی است، ترسیده است، خشن است و شدت این
حالات، کنایه، توجه و مهربانی، حمایت یا شوخطبعی آن را نیز مشخص میکند. حس یک
عبارت ساده میتواند برحسب مدت حرکت هر عضله، با سرعت حرکات و کسری از ثانیه تغییر
کند.
4. انسانها میتوانند حدود 14 حرکت در هر ثانیه تولید کنند درحالیکه
بخشهای جدا از دستگاه گفتار مثل زبان، لبها، فک و سایر قسمتها قادر نیستند بیشتر
از 2 حرکت در ثانیه ایجاد کنند.
5. انسانهای اولیه دستگاه گفتاری ابتدایی و
اولیه از صداهای بصری، لامسه و شنوایی داشتند که شبیه به گفتار حیوانات بوده است.
فقط زمانیکه نیاز به نشان دادن اشیاء از طریق سمبلها و صحبت کردن با فردی دیگر
درمورد تولدات ذهنی خود بودند حرف زدن اتفاق میافتاده است. این مغز خاص انسان بوده
که توانایی اینکار را به او میداده است.
اولین زبان سمبلیک 5/2 میلیون سال
پیش پدیدار شد که انسان شروع به ساختن اولین ابزارهای سنگی کرد. این توانایی
مطمئناً نقش مهمی در رشد و پیشرفت ارتباط سمبلیک داشته است. صحبت کردن صحیح و کامل
150،000 سال پیش اتفاق افتاد که انسان صدایی مشابه با آنچه انسان مدرن به زبان
میآورد از خود تولید کرد.
دهان، بینی و حنجره به یک دستگاه تبدیل شدند که
در آن هوا بهخاطر وضعیت بهتر زبان و لبها، به حروف صدادار و بیصدا تبدیل میشد.
علاوهبراین، یادگیری دستورزبان و صرفونحو درنتیجه یک فرایند تکاملی پدید آمد
درحالیکه توانایی نوشتن برآمد تفسیر آوایی آیکونهای اولیه بوده است.
6.
گفتار زاده شده یا یاد گرفته شده است؟ موارد مشهور از گم شدن کودکان در جنگل قبل از
سن سه سالگی (که زبان عمدتاً یادگرفته میشود) و پیدا کردن آنها در سالها بعد نشان
داده است که طی آن دوران توانایی محدودی در یادگیری زبان انسانی داشته اند و
یادگیری زبان نیاز به ایجاد رابطه با دیگران دارد. به نظر میرسد که مغز دورهای
دارد که در آن گفتار را یاد میگیرد و اگر این دوره نادیده گرفته شود، فرد بعدها
قادر به کسب مهارت گفتار نخواهد بود. مهارت گفتار فقط با حضور در یک اجتماع و در سن
رشد مغزی ایجاد میشود.
7. گفتار پیچیده انسان به دو هسته مغزی مرتبط است که
زبان را کنترل میکنند (کنترل حرف زدن، ذخیره اطلاعات و ادغام قوانین دستورزبان) و
در نیمکره چپ مغز قرار دارد. آنچه میخواهیم بر زبان بیاوریم در ناحیهای در نیمکره
چپ که "منطقه ورنیک" (Wernicke zone) نام دارد تولید میشود. این قسمت با "منطقه
بروکا" (Broca zone) که مسئول قوانین دستورزبان است در ارتباط میباشد. ضربهها از
این نواحی به عضلات دخیل در گفتار میروند. این مناطق با سیستم بصری (به همین دلیل
میتوانیم بخوانیم) و سیستم شنیداری (به همین دلیل میتوانیم حرفهای دیگران را
بشنویم، درک کنیم و به آن پاسخ دهیم) نیز در ارتباط است و همچنین یک بانک حافظه
برای یادآوری عبارات مهم و باارزش دارد.
همین نیمکره چپ حرکات دست راست را
کنترل میکند و 99 درصد از انسانها راستدست هستند. نیمکره چپ همچنین مرکز تفکر
تحلیلی است که با تواناییهای منطقی در ارتباط است.
8. با ظهور زبان حدود
50،000 سال پیش، تحول و پیشرفتی ناگهانی در تکامل گفتار پدید آمد.
گفته
میشود که 6000 زبان مدرن دنیا همه ریشه در یک زبان مادر واحد داشتهاند زیراکه
50،000 سال پیش انسانها جمعیتی بسیار اندک و فقط حدود 1000 نفر بودهاند. امروز، سه
خانواده بزرگ از زبانهای انسانی وجود دارد.
9. به بسیاری از میمونها از
نژادهای بومبو، شمپانزه، گوریل یا اورانگوتان، زبان علامات یا اداره علامتهای
گرافیکی یا کامپیوتری آموزش داده شده است. برخی از آنها قادر بودهاند تا 1000 کلمه
را یاد بگیرند (روزانه 40 کلمه تازه) اما آگاهی موقت آنها پوچ است. درنتیجه، همه
اینها به تواناییهای مغز برمیگردد.
10. درمورد نحوه پدید آمدن زبان انسانی
سه فرضیه اصلی وجود دارد:
الف) خوردن سلوسیبین (psilocybin) که یک آلکالوئید
روانگردان موجود در برخی قارچها است توسط انسانهای اولیه که میتوانسته بخشهای
تکاملیافته مغز مثل منطقه بروکا را تحریک کرده باشد. نقاشیهای عصر نوسنگی بر روی
دیوارها، انسان را با دستهای پر از قارچ نشان میدهد که بازگو کننده این تئوری
است.
ب) مبحث تکاملی درمورد ابداعات مغز، مکانیزمهایی که موجب یک رشد مشخص
شدهاند، صحبت میکند. ممکن است پیشرفت گفتار بهخاطر باروری یا بقای انسان صورت
گرفته باشد.
ج) ممکن است فقط یک جهش یا تحول توانایی گفتار را ایجاد کرده
باشد. زبانهای انسانی ساختاری یکسان دارند که میتواند ذاتی و از ویژگیهای
گونهها انگاشته شوند. محققان امریکایی در سال 2001 روی کروموزم 7 ژنی کشف کردند که
نبود آن بین اعضای یک خانواده موجب بروز دشواریهایی برای تولید کلمات و درک آنها
شود، حتی اگر آن افراد، انسانهایی واقعاً باهوش بوده باشند. این نشان میدهد که
زبان به هوش کلی ارتباطی ندارد و همچنین بیانگر این واقعیت است که گفتار پایه و
اساسی ژنتیکی دارد.